جايگاه ناديده معماري ايران(بخش اول)

 

جايگاه ناديده معماري ايران

پس از انقلابي كه اختراع خط درجامعه بشري ايجاد كرد و انسان ها توانستند به وسيله اين ابزار ارتباط بيشتري با يكديگر برقرار كنند تحولات شگرفي در عرصه هاي گوناگون ايجاد شد

 



 

دكترغلام حسين معماريان

 
 

 


از هنگامي كه دانشكده هاي معماري به شكل امروزي خود پايه ريزي شد و سيستم آموزش نوين معماري به تدريج شكل گرفت، آموزش تاريخ  معماري بخش جدايي ناپذيري از اين سيستم شد. اگرچه تاريخ شكل گيري دانشكده هاي فني در اروپا ديرينه تر از دانشكده هاي معماري است، اما در همان زمان نيز برخي مهندسين در تلاش براي ارتباط بين گذشته و حال، آثار تاريخي خود را مورد مطالعه قرار دادند. از آن جمله مي توان به كارهاي «دوران» در اوايل سده نوزدهم اشاره كرد كه با دسته بندي بناهاي مختلف از آنها براي طراحي بهره مي گرفت.
اين روند در دو قرن گذشته ادامه يافت تا جايي كه افزون بر دانشكده هاي معماري، تاريخ معماري وارد فرهنگ عمومي شده وحتي دانش آموزان در دروس دبستاني و دبيرستاني با اين موضوعات آشنا شده و مي شوند.
با شروع تحقيقات باستان شناسي درباره معماري ايران و در پي آن نشر ده ها كتاب و مقاله، قشر خاصي از مردم جهان، تا حدودي با گوشه هايي از معماري اين مرز و بوم آشنا شدند. اميد آن مي رفت تا با معرفي ايران، بتوان جايگاهي مناسب در مباحث و به خصوص كتاب هاي تاريخ هنر و معماري براي آن مشخص كرد. اما با مرور نوشته هاي پنجاه سال اخير تاريخ معماري جهان مشاهده مي كنيم كه مولفين آنها نه تنها آن گونه كه شايسته است اين معماري را معرفي نكرده اند بلكه با ذكر مطالبي نه چندان صحيح، در حق آن نيز اجحاف كرده اند.
شايد در اين جا نخستين پرسش اين باشد كه چه ويژگي هايي در معماري ايراني وجود دارد كه محققين غربي را به پرداختن به آن دعوت مي كند؟ به سخني ديگر، اين معماري چه ارمغان هايي به جهان عرضه داشته كه پيشتر از طرف معماران ديگر كشورها ارايه نشده است.
پاسخ به اين سؤال و بررسي دستاوردها و يا ارمغان هاي ايران به جهان معماري، نياز به يك مطالعه تاريخي تطبيقي گسترده دارد. مطالعه اي كه بتوان ۸۰۰۰ سال تاريخ معماري ايران را با جهان معماري مقايسه كرد و به دستاوردهاي آن پي برد. اين دستاوردها هم در قالب مفاهيم قابل بررسي هستند و هم در قالب اشكال صوري و يا كالبدي آن. در اين مقاله براي ملموس تر نشان دادن اين دستاوردها قالب هاي كالبدي مورد توجه است. نگارنده در اين جا فقط به چند نمونه به صورت گذرا اشاره كرده و درنهايت بر يك مورد خاص تمركز خواهد داشت:
ـ طراحي عناصر ساختماني مانند ستون هاي بلند به فاصله زياد بين آنها و فضاهاي شبستاني در دوران هخامنشي به خصوص در بناي تخت جمشيد كه در معماري يونان تاثيرگذار بوده است (دي آنجليس: جانمايه معماري هخامنشي و يونان.)
ـ نوآوري روش هاي ساختماني طاقي كه از زمان پارتيان به كارگرفته شد، مانند ساخت طاق بدون قالب چوبي سرتاسري.
ـ نوآوري در ساخت گنبد برفضاي چهارگوش و فنون ساختماني وابسته به آن. اين روش بسيار تاثيرگذار در خلق فضاهاي جديد در ايران و غرب بود.
ـ ساخت طاق و گنبدهايي با باريكه طاق كه با گسترش و تكامل چند قرني در ايران از آن كشور به ديگر نقاط جهان راه يافت (سن پائولزي).
ـ ساخت گنبدهايي دو پوسته گسسته كه در هيچ كجاي دنيا بدين گونه گسترش نيافت.
ـ ساخت سازه هاي متنوع طاقي همچون كاربندي كه در ايران زاده شد و گسترش يافت.
ـ خلق فضاهاي گوناگون در يك زمان و مكان و گسترش و تكامل آنها در يك سير ممتد تاريخي.
نمونه هاي بسياري مي توان براي آن ارايه داد: از فضاهاي چند ايوانه با حياط مركزي تا ساختمان كوشك ها و...

 
 

 


در اين مقاله پس از اشاره اي كوتاه به دستاوردهاي ياد شده به يك مورد خاص اشاره خواهد شد. نگارنده با مراجعه به منابع لاتين در كتابخانه هاي خارج از ايران درباره برونلسكي و اثر او يعني گنبد كليساي سانتاماريا دل فيوره، روشن خواهد ساخت كه چگونه چهارصد سال تجربه گنبدها دو پوسته پيوسته و سازه هاي طاقي با باريكه طاق در ايران ناديده گرفته شده است. اگرچه پروفسور سن پائولزي سعي در روشن ساختن اين واقعيت تاريخي داشت اما فقط در مواردي نادر تاريخ نگاران معماري به او اشاره اي دارند. بسياري از آنها اين اثر برونلسكي را نوآوري، اختراع، انقلاب و... معرفي مي كنند. در حالي كه به سادگي مي توان ثابت نمود كه اين از ابداعات معماران ايراني بوده است.
اگر يكي از علت هاي اين اشتباهات را از ناآگاهي نويسندگان آنها بدانيم بهترين روش براي برطرف كردن يا جبران آن گفتمان بين دانشمندان و متخصصين فن و شايد دعوت از آنها براي بازديد اين آثار شگرف باشد.
آنچه كه به نام تمدن بشري به دست انسان امروز رسيده است، فرآورده هزاران سال تلاش انسان ها از گوشه گوشه اين جهان بوده است. پس از انقلابي كه اختراع خط درجامعه بشري ايجاد كرد و انسان ها توانستند به وسيله اين ابزار ارتباط بيشتري با يكديگر برقرار كنند، تحولات شگرفي در عرصه هاي گوناگون ايجاد شد. يكي از دستاوردهاي اين اختراع بزرگ، انتقال تجربيات به نسل هاي بعدي بود. پس از اين انقلاب بزرگ كه امواج آن قرن ها بعد كشورهاي غربي را فرا گرفت، تجربيات سرزمين هاي شرقي مانند بين النهرين و مصر به يونان انتقال يافت و يونانيان با بهره گيري مناسب از آن پايه گذار علوم مختلف و در موارد زيادي ادامه دهنده راه مشرقيان شدند. از آن پس تبادل علوم و تجربيات تا پس از رنسانس بين شرق و غرب ادامه يافت تا اين كه بنيان تمدن كنوني غربي شكل گرفت و از اين پس است كه غرب يكه تاز در علوم و پيشرفت علمي شده است. هدف از ارايه اين مقدمه كوتاه، بيان نقش سرزمين هاي مختلف در شكل دهي تمدن بشري است. نگارنده در ابتداي مقاله صريحاً بيان مي دارد كه ارايه دست آوردهاي جديد به جهان به خصوص در زمينه معماري، به معناي برتري آن مردم بر ديگران نبوده بلكه نشان دهنده خدمتي است كه آن سرزمين در شكل دهي زنجيره تمدن بشري انجام داده است. متاسفانه تعداد زيادي از مورخين تاريخ معماري، بدين گونه به تاريخ معماري ننگريسته اند،كه در اين مقاله به تعدادي از آنها اشاره خواهد شد. به نظر نگارنده نقش همه مردمي كه با ياري آنها، ميراثي به نام ميراث معماري جهان شكل گرفته است، نه تنها به خوبي بيان نشده است بلكه در حق برخي از آنها از جمله ايران اجحاف شده است. مي توان مردمان اين جهان را به دانشجويان يك كلاس درس تشبيه كرد و مورخ را به عنوان استاد كلاس. استاد موظف است در ارزشيابي دانشجويان، گروه مستعد و با هوش را كه دركلاس نقش فعال تري دارند با آنان كه اين گونه نبوده اند، به يك گونه ارزيابي نكند. همچنين اگر چند دانشجوي مستعد در كلاس وجود دارند و استاد برگه هاي امتحاني را از آنها مي گيرد، برگه يكي از آنها كه در ضمن از باهوش ترين آنها است را گم نكند و يا در كشوي ميز خود قرار ندهد. چنين مثالي را مي توان درباره نقش ايران در معماري جهان بيان كرد.ايران به مانند...

 

مأخذ : روزنامه همشهري

ارسال نظر

کد امنیتی
تازه کردن

logo login

login

registration