سد سیوند

كاوش در تنگ بلاغي،پاسارگاد،فارس

نخستين فصل كاوش باستان شناسي

علیرضا عسکری چاوردی ، پی یر فرانچسکو کلیری



در آمد :

تنگ بلاغي دره عريضي است كه رودخانه پلوار در آن جاري است.اين تنگه در حدفاصل پاسارگاد و تخت‌جمشيد واقع شده است. بسياري از سفرنامه نويسان اين مسير را ديده و همچنين در متون جغرافيايي تاريخي فارس بر اهميت آن به ويژه در دوره‌هاي كهن ياد شده است. شايد موقعيت مناسب آن يعني نزديكي به پاسارگاد و تسهيل دسترسي آن به تخت‌جمشيد در دوره‌هاي پيش از اسلام و در دوره‌هاي اسلامي به شهر استخر و شيراز از اين گذرگاه از جمله دلايل اهميت آن باشد. دراين محل، آثار كنده‌كاري در صخره‌ها و همچنين در سنگفرش‌هاي ممتد در طول رود پلوار وجود دارد. برخي از پژوهشگران بر وجود راه‌شاهي در اين قسمت تأكيد دارند و دليل آنان همين سنگفرش‌ها و كنده‌كاري‌ها در تنگ بلاغي است. بدون ترديد، موقعيت مناسب جغرافيايي اين محل از ديدگاه‌هاي مختلف نظير : نزديكي به پاسارگاد، گذر رودخانه پلوار از اين قسمت، تسهيل دسترسي از اين محل به جلگه مرودشت و تخت جمشيد، پوشش گياهي مناسب و زمين‌هاي كشاورزي از جمله مهمترين دلايل اهميت اين تنگه است.

در گزارش يررسي‌هاي مقدماتي بنياد پژوهشي پارسه ــ پاسارگاد (گزارش آقاي عطايي) ، به وجود دو محوطه 76 و 77 اشاره شده بود. اين محوطه‌ها در كوهپايه شرقي دشت تنگ بلاغي، در فاصله 1300 متري شرق سد امروزي و در فاصله 800متري شرق و جنوب شرقي رود پلوار واقع شده‌اند. محوطه 76 در دامنه غربي يك صخره در بخش شرقي تنگ بلاغي و محوطه شماره 77در 200 متري جنوب آن قرار دارد. دذر حد فاصل اين دو محوطه سكونتگاه امروزي عشاير قشقايي قرار دارد. به دليل اينكه در سطح محوطه 76آثاتر معماري پراكنده از سازه‌هاي سنگي وجود داشت و همچنين به دليل وجود سفال در سطح اين محوطه براتي كاوش انتخاب شد.




اهداف كاوش :

مهمترين اهداف را براي كاوش چنين برگزيده است :

1ـ شناخت بهتر و دقيق از سفال‌هاي دوره پس از هخامنشي تا آغاز دوره ساساني .

2ـ شناخت تحليلي يافته‌ها با نزديك‌ترين استقرار دوره فراهخامنشي (تل تخت‌پاسارگاد).

3ـ شناخت توالي سكونتي از پايان دوره هخامنشي تا آغاز دوره هخامنشي در تنگ بلاغي.

4ـ با توجه به عدم اطلاع از زندگي اجتماعي اين دوره ، انتخاب اين محوطه مي‌تواند در ارزيابي و اطلاع از چگونگي استقرارهاي مرتبط با زندگي كوچ نشيني، فصلي و يا يكجانشيني در اين دوره در تنگ بلاغي مؤثر باشد.

5ـ طبقه بندي منظم‌تر از مراحل استقراري پس از حكومت هخامنشي، دوره فراهخامنشي، دوره سلوكي ــ اشكاني و سرانجام شكل گيري حكومت‌هاي محلي ناحيه فارس در يكي از دشت‌هاي حدفاصل تخت‌جمشيد ــ پاسارگاد حائز اهميت است.

6ـ بررسي و درك بهتر از علل شكت گيري اين استقرار، كاركرد آن و نسبت احتمالي آن با بقاي آثار باستاني همجوار آن (راه به اصطلاح شاهي در فاصله 100 متري شمال غرب آن) و نيز (كوره ذوب آهن در فاصله 600 متري جنوب آن).

گزينش اين محوطه براي كاوش درواقع بر اساس گزارش مقدماتي بررسي بود. اما سفال‌هاي سطحي و برآورد مقدار كمي آنها نشان داد كه اين استقرار بيش از آنكه فصلي باشد يك استقرار دائم بوده‌است. بنا بر اين در نخستين گام، آنچه در مورد اين استقرار در گزارش مقدماتي مطرح شده بود، تغيير كرد. زيرا اطلاعات موجود در سطح نشان داد كه اين محوطه داراي آثار دوره هخامنشي و حتي پس از اين دوره است.



بررسي :

با توجه به اهميت بررسي‌هاي روشمند باستان شناسي براي درك اوليه از توالي سكونتي و مراحل استقراري در يك محوطه و تعيين گاهنگاري اوليه بخش‌هاي مختلف محوطه ، و كمك به مكان‌هاي مناسب كاوش، در نخستين گام با ايجاد شبكه‌هاي مربع در اين محوطه سعي شد، بررسي سطحي دقيقي از سفال‌ها انجام گيرد.شبكه‌ها در تمام سطح گسترده شد.يك نقطه ثابت در مركز ايجاد شد و بر اساس دو محور در راستاي شمالي ـ جنوبي و شرقي ـ غربي، اين محوطه به چهار قسمت تقسيم شد.در محور شمالي ـ جنوبي شبكه‌ها با حروف شمارش (عددي) و در محور شرقي ـ غربي شبكه‌ها با حروف الفبا نام گذاري شد. اندازه‌هاي شبكه‌ها 5 در 5 انتخاب شد و زواياي آنها با دوربين نقشه برداري كنترل شد. در اين بررسي در مجموع 5175 قطعه سفال جمع آوري شد.همچنين پلان تقريبي تمام سنگ‌ها برداشت شد.پلان‌هايي نامنظم به شكل چهار گوش تقريبي مربع مستطسل دايره هستند.


كاوش :

بر اساس پراكنش سفال‌ها در سطح و همچنين به آثار سطحي نظير سازه‌هاي پراكندخ و همچنين با در نظر گرفتن رسوبات ته نشست شده در متاخرترين دوره ، مكان گمانه‌ها در شمال و جنوب محوطه انتخاب شد. در مورد پراكنش سفال‌ها به دليل شيب محوطه از شرق به غرب و احتمال جابه جايي آنها و تراكم بيشتر آنها در بخش‌هاي غربي محوطه براي رفع اين مشكل سعي شد در محل تراكم سفال‌ها چند متر به ترف دامنه (بطرف شرق) محل كاوش انتخاب شد.

گمانه شماره یک در شمال محوطه انتخاب شد. زیرا با توجه به وجود دو سازه سطحی در راستای شمالی ــ جنوبی که فاصله بین آنها در حدود چهار متر بود، این قسمت مکان مناسبی برای کاوش بود. هدف اصلی از انتخاب این گمانه برای کاوش، درک ارتباط سازههای موجود در سطح در این قسمت با سایر سازههای موجود در سطح محوطه بود. بنا بر این دو شبکه I13 و h13 انتخاب شد که ابعاد این گمانه در ابتدا 5 در 10 متر بود. دومین و سومین گمانه هر کدام به ابعاد 5 در 5 متر در بخش جنوبی محوطه کاوش شدند. ابتدا گمانه شماره اچ25 و سپس به فاصله 5 متر در شمال شرقی آن شبکه جی 24 کاوش شد. هر دو شبکه برای شناخت سازهها ی موجود در سطح آنها انتخاب شدند. زیرا معماری موجود در سطح هر دو گمانه نه تنها با هم متفاوت بود بلکه از ساختار سایر سازههای دیگر نیز در سطح محوطه متفاوت بودند. دیوار بلند موجود در گمانه شماره 2 در راستای شمالی ــ جنوبی به طول 6 متر کشیده شده بود. با این دیدگاه که احتمالا" این ساختار کارکردی متفاوت از یک اتاق و یا بخشی از دیوار یک حیاط داشته باشد و با احتمال وجود تراس بندی در سطح و احتمال وجود ساختارهایی در سطح آنها، گمانه شماره 3 به فاصله 5 متر در شرق آن احداث شد. وجود آثار معماری متعدد به فاصله 5 متری پشت این دیوار نشان داد که احتمالا" این دیوار برای هم سطح کردن این بخش ازز کوهپایه احداث شده است.



 


جمع بندی

با توجه به محدودیت زمانی کاوش و همچنین وسعت محوطه به نظر می رسد در این فصل تنها یک دهم محوطه کاوس سد به همین دلیل در فصل آینده با اهداف زیر کاوش ادامه خواهد داشت:

1- گسترش محدوده کاوش در اطراف گمانه شماره 3 به دلیل وجود آثار معماری حائز اهمیت در این گمانه.

2- کاوش بخش های مرکزی محوطه.

3- شناسایی نخستین استقرار در این محوطه و شیوه های معیشتی ساکنان این محوطه خواهد بود.

روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی و گردشگری مرودشت

ارسال نظر

کد امنیتی
تازه کردن

logo login

login

registration